خرید بک لینک

بهانه ی عاشقانه

تنهایی ۲

برعکس اوایل، دیشب بدون گریه از نبودنت خوابیدیم

عادت کردیم، خداروشکر ک عادت کردیم چیه آخه زنه گنده بشینه گریه کنه!

۳ تایی رفتیم روی تخت خوابیدیم صبح ک بیدار شدم از خودم پرسیدم من دیشب کی خوابم برد؟!

تو هم راحت خوابیده بودی.

خداروشکر برای وجودت برای بودنت برای حضورت.

شب قبل رفتنش به سفر، اومدم ک پیشش بشینم، پسر گفت؛ بابا هم که دوست داره همش مامان و بغل کنه، از اون سمت دخترک وروجک بدو بدو اومد و گفت؛ حداقل یکم دخترت رو بغل کن.

من که از حرفی که پسر زده بود خجالت کشیده بودم فاصله گرفتم و گفتم؛ من از وقتی بابا اومده بود پیشش نَشسته بودم، میرم کنار شما بغلش بشینید.

اومدم که پاشم ، پسر گفت؛ مامان نمیخواد پاشی بشین بغل بابا.

راستش رو بگم؟ همیشه آرزوم بود عاشق شوهرم باشم، بخاطر بچه هام.

بچه هایی که پدر و مادر عاشق هم باشن خیلی خوشبختن، چیزی که خودم در کودکی حس نکردم.

خوشحالم که توی فکر پسر این چنین ثبت شده!

آمارگیر وبلاگ


کد آهنگ

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 24 تير 1405 ساعت: 11:18

صفحه بندی