خرید بک لینک

خیلی با خودم صحبت کردم، بالاخره قانع شدم و راضی که این باره ۱۵ ساله رو از روی دوشم به زمین بذارم. خدا چند تا چراغ سبز خوب بهم نشون داد، خواستم خودم رو خالص کنم و پاک، برای خدا که بهش ثابت کنم فقط نگاهم به اونه، گوری بابای هرکی که رفته، زندگی در جریانه و من بیشتر از این نمیتونم به گذشته بها بدم، یعنی این خریت رو دیگه ادامه نمیدم، مطمئنم بعد از این ننوشتن خیلی چیزا درست تر میشه، خیلی اتفاقات بهتری میوفته، نگاهم به آینده خیلی مثبت تر هست.

امیدوارم خدای عزیزم بدونه که فقط و فقط بخاطر اون این کار رو انجام دادم، من از این گذشته ی لعنتی دست برمیدارم در عوض تو برای من جبران کن.

خدایا سرنوشتم را جوری رقم بزن که مادرم از خوشحالی گریه کند.

دوستای مهربونم دوستای خوبم دوستای عزیز و مجازی و چند ساله ی من، بعد از این پست دیگه هرگز به اینجا نمیام، پیشاپیش اگر جواب کامنتاتون رو نمیدم عذرخواهی میکنم.

شماها آدمهای بی نظیری هستید، قدر خودتون رو بدونید.

شما رو به خدای بزرگم می‌سپارم.

خداحافظ باره سنگین. خداحافظ گذشته

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: جمعه 23 مرداد 1405 ساعت: 9:10

صفحه بندی