امروز صبح که بیدار شدم دعا کردم که برای هیچکسی اتفاق بدی نیوفته.
دعا میکنم امشب کلی به همه خوش بگذره.
منم امشب برخلاف ۳۰ سال گذشته ی زندگیم، کلی سیگارت و پیازی و منور و بالن دارم توی خونه ام
هیچوقت از این صداها خوشم نیومده و لذت نبردم، فوقش فشفشه داشتم روشن کردیم خندیدیم، همیشه 1 1 ها به بابام از ظهر زنگ میزدم که بیاد خونه، و همه دور هم مینشستیم.
اما دیگه امسال یه پسر ۴سال و نیمه دارم که عاشق این صداها هست و قراره بره بالاپشت بام و بترکونه.
امیدوارم همه ی بچه ها امشب رو به سلامت و شادی بگذرونن.
برچسب:
نویسنده: سجاد خوشنام