1 1 1 که 1 فکرمیکنی به تمام افکار منفی و نفست بند میاد از دیدن جواب آزمایش و هزار فکر پوچ که تو رو از لذت این بارداری منع میکنن، مادرت داره فکرمیکنه که عجب دختری دارم که آنقدر قوی هستش که تو این شرایط بارداری بچه ی دومش رو تجربه میکنه و همزمان پسر اولش رو کلاس ورزشی میبره و تو اجتماع میگرده و زرنگه
و خداروشکر میکنه که خدایا این همون دختری بود که من میخواستم
بعد که اینا رو از زبونمادرت میشنوی شرمنده میشی
میخوایی قوی باشی و بشی واقعا همونی که مادرت میگه
خدایا کمکم کن میخوام بشم همینی که مامانم میگه
برچسب:
نویسنده: سجاد خوشنام