خرید بک لینک

سلام خدای مهربونم

راستش رو بخواهی خیلی دلم برات تنگ شده خیلی خیلی

یادت میاد قدیم تر ها زمانی که نوجوان بودم یا اوایل جوانی چقدر برایت نامه مینوشتم،هر چیز کوچکی که میشد هر اتفاقی که میوفتاد یا هر خوشحالی که داشتم مدام برایت مینوشتم.بگذریم که الان تو قسمت یادداشتهای گوشیم هم کلی خواهش و درخواست ازت داشتم که همشون رو دارم.

مامان میگه تو باهاش حرف زدی،میگه صداتو شنیده ،مامان آدم دروغگویی نیست.میدونم با قلبش صداتو شنیده.میگه اصلا حواسش نبوده داشته تلوزیون میدیده.تو بهش گفتی حواسم بهت هست.

ای جانم که چقدر حواست بهش بود .!!!بماند برای خودم و خودت و مامان

خدا دلم میخواد بامنم حرف بزنی

میدونم من دختر خوبی نیستم اما باور کن خیلی دلم برات تنگ شده

دلم هوای اون زجه های شبانه و عاشقانه با تو رو کرده

دلم هوای اون خدایی رو کرده که نفس هامو بهش مدیونم

خدایی که همیشه هست و هست و هست

برچسب: نویسنده: سجاد خوشنام تاريخ: چهارشنبه 13 فروردين 1399 ساعت: 7:41

صفحه بندی