
بهانه ی عاشقانهدرست کردن دندانهاچندین سال بود ک دندانپزشکی نرفته بودم، از طرفی وحشت داشتم برم و بهم بگه باید چند تا رو بکشی و ایمپلنت کنی، چون دندانهای بالایی ب ظاهر پوسیدگی داشتن و میترسیدم، و هر صبح ک بیدار میشدم میگفتم پس تا کی باید ب این وضعیت دندونهام رسیدگی نکنم تا اینکه ی روز تصمیم گرفتم برم عکس بگیرم، و برم ب دکتر نشون بدم، دکتر همگفت ک فقط باید پرکنی، و اون روز بهترین روز این چند وقت بود، که با ی پرشدگی حل میشه، و کلی خداروشکر کردم، نوبت گرفتم و امروز اولین دندونم رو که باید پر میکردم ...
ادامه مطلب